۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

بیوگرافی مریم ساوجی

مریم ساوجی حقوقدان، نویسنده و شاعر. اولین بانویی است که مبحث حقوق زن را دا سال ۱۳۳۵ در رادیو ایران عنوان کرد. وی تالیفات زیادی از جمله: "انتقاد بر قانون حمایت خانواده"، "اختلاف حقوق زن و مرد در اسلام و قوانین ایران"، "فرشته"، "دختر راه"، "دیوان مریم" و ... دارد. وی موسس مدرسه​ای نیز به نام ساوجی بود و سردبیری روزنامه​ی آفتاب را برعهده داشت.

گفتم بر اين سرا كه زدي دست بر درش
چندان اميد نيست كه مرد است داورش
ميزان عدل در كف مرد است و حكم او
زن نيم مرد باشد و آن هم به پيكرش

مطلب زیرگوشه​هایی از نوشته​ی نادر داودی در سایت واشنگتن پریزم است:
در تنها گفتگوي تصويري كه از او به يادگار مانده است، مي‌گويد: "از سيزده سالگي شروع كردم به شعر گفتن و در هجده سالگي تبديل شدم به يك شاعر حسابي."
"مريم ساوجي از آن رو كه فرزند يك روحاني روشن‌ انديش بود، فرصت تحصيل در مدرسه را از دست نداد. همچنین از آن جهت كه در سال ۱٣۱٠ (۱٩٣۱) جزو نخستين گروه زناني بود كه در "دارلمعلمات" پذيرفته شد، در ميان اولين زنان تاريخ معاصر ايران قرار ‌گرفت كه در لباس معلمي وارد آموزش و پرورش شدند تا كوششي مستمر در راه سوادآموزي و ترويج دانش را آغاز نمايند. بخشي از يك تلاش وسيع و دامنه‌ دار تاريخي، براي پا فراتر نهادن از چهارچوب يك جامعه سنتي! اما او در اينجا متوقف نشد، و پرونده وكالت نيز گرفت. ولی تنها به عنوان مشاور حقوقي در محاكم قضايي، خود را در خدمت حل مشكلات زنان قرار داد.

بايد كه زن به پا شود و پا به پاي مرد
هم‌ راه و هم قدم شود و ره‌ گشاي مرد
رسم كهن نهاده و با شور زندگي
نه در قفاي مرد، رود پا به پاي مرد

در روزگاري كه ذهن بسياري از دختران جوان ايراني گرفتار اخباري است كه پيرامون عمل زيبايي صورت نيكول كيدمن يا ازدواج‌هاي مكرر جينيفر لوپز دور مي‌زند، نمي‌توان انتظار داشت كه حتي كسي نام "مريم ساوجي" را نيز شنيده باشد. پيرزن نود ساله‌اي كه در تاريخ بيست و ششم خرداد (شانزدهم ماه مه) سال جاری چشم از جهان فرو بست.
شاعره حقوقداني كه بيش از نه كتاب از او به يادگار مانده است، و در ميان كتاب‌هاي وی مي‌توان عنوان "اختلاف حقوق زن و مرد در اسلام" را نيز يافت. سال‌ها قبل امام جمعه تهران -كه بر مسند قضاوت نيز تكيه داشت-، اظهار كرد: "زنها بايد به شوهران خود سجده كنند." در آن زمان این مريم ساوجي بود، كه زبان به انتقاد باز كرد. تا جايي كه امام جمعه در خطبه‌اي ديگر به اصلاح گفته خود برخاست، و ناگزير از توضيح شد.

بكوب راه شتربان به سوي منزل امن
افق ز حادثه سرخ است و ابر خونبار است
به هوش باش در اين واحه خطر مريم
كه ميرقافله در خواب و فتنه بيدار است

اكنون از مريم ساوجي جز انبوه اشعار و مقداري خاطره كه به مدد ضبط تصوير و صداي او در روزهاي پاياني عمرش توسط نگارنده انجام شده، چیز ديگري به جاي نمانده است. مگر مدرسه‌اي كه به همت و سرمايه شخصي وی در خيابان "مهام" در محله چهارصد دستگاه تهران بنيان گذاشته شد و هنوز بر سر در خود، نام مريم را صدا مي‌كند. "روشن‌ترين نقطه زندگي من تأسيس دبيرستاني بود كه با اندك بضاعت خود بنا كرده و در ده سال آخر خدمت خود، سرپرستي آن را به عهده داشتم و بعد از دوران بازنشستگي آن را به اداره آموزش و پرورش واگذار كردم."

اما نام اين مدرسه پس از پيروزي انقلاب تغيير كرد. تا اين كه وی زبان به اعتراض گشود، و مسوولين آموزش و پرورش ترجيح دادند نام "مريم ساوجي" را به پيشاني مدرسه بازگردانند. همان مدرسه‌اي كه ميزبان مراسم ختم او پس از مرگ شد، اما در آن روز حتی اندكي از شاگردان و تعليم‌ يافتگانش را به خود نديد. روزمرگي زندگي، فقدان انسان‌‌ها را بي‌​ارزش كرده است.

در اين بيغوله تاريك، مريم جغد گورم، در اميد روشناي صبح تكبيرم
چو مرغ حق فغان در سينه دارم تا سحر، اما گلوگيرم
دعايم كن، دعايم كن!

بیوگرافی پروین اعتصامی

پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام‌الملک) از سکنه شفت گیلان و اصالتاً آشتیانی بود و مادرش اختر فتوحی (درگذشتهٔ ۱۳۵۲) از اهالی آذربایجان بود[۱]. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.

اعتصام‌الملک، پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود.[نیازمند منبع] او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانواده‌اش از رشت به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکایی‌ها فراگرفت.

پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه‌ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی‌توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بردانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد[۲].

پروین به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را منتشر کرد[۳]، ولی مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد که عمق آن را در مرثیه‌ای که در سوگ پدر سروده‌است، به خوبی می‌توان احساس کرد:

پدر آن تیشه که بر پای تو زد دست اجلتیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.يكي از معروف ترين آثار او كه هم اكنون در كتاب فارسي قرار دارد شعر بلبل و مور است. نام یکی از معشوقه های ایشان محسن کبیری بود که یکبار همدیگر را ملاقات کردند.

بیوگرافی گیسو شاکری

گیسو شاکری آواز خوان معترض تبعیدی و فعال جنبش زنان در سا ل 1953 در ایران متولد می شود. او ردیف آوازایرانی را در سال 1980 نزد استاد نصرالله ناصح پور می آموزد. در سال 1988 ایران را ترک می کند و به عنوان تبعیدی زند گی در سوئد را بر می گزیند.

فعالیت های فرهنگی گیسو شاکری با اجرای نخستین کنسرت موسیقی سنتی در سال 1989 در شمال سوئد آغاز شده است. از آن پس است که او به سفر به کشورها و شهرهای گوناگون جهان. از جمله انگلیس، آلمان، فرانسه، هلند، آمریکا، کانادا و استرالیا.به اجرای کنسرت و سخنرانی می پردازد.

در این سفرها و سخنرانی ها و از جمله شرکت در سمینارها و مراسم گوناگون و اجرای موسیقی است که او به هنر متعهد و مبارز و مردمی و به ویژه مساله ی زنان و شرایط آن ها می پردازد که از داشتن حداقل حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی محرومند و یکی از غیر انسانی ترین شرایط در جهان امروز به آن ها تحمیل می شود. برهمین زمینه است که آلبوم های گیسو شکل می گیرد که هر یک گویای باور اوست .

"تا به کی خموشی" نخستین آلبوم گیسو شاکری ست که در سال 2001 منتشر شده است. این آلبوم بازخوانی ترانه های دوره ی جنبش مشروطیت است که قمرالملوک وزیری خوانده است. این ترانه ها گویای شرایط و تلخی ها و زخم های جامعه ای ست که با گذشت نزدیک به یک سده همچنان ادامه دارد. از دیگر آلبوم های موسیقی اوست:
شوق رسیدن (2002)، در ارتفاع جنون (2003)، اما گفت باید (2005)، نام چو جاوید شد (2006)، ترانه ی کارزار (2007)، سبزتر از پیش (2007)، گیسو شاکری از قمر می خواند (2008).

جدیدترین آلبوم گیسو به نام "گیسو شاکری از قمر می خواند" شش ترانه از ترانه هایی که قمرالملوک وزیری هنرمند آزادیخواه و متعهد خوانده ، اجرا کرده است. که هر کدام گویای درد ی است که سیر تسلسل رنج بار تاریخ این مردم ستمدیده را بیان می کند.

گیسو شاکری در زمینه ی موسیقی غربی نیز آموزش دیده و به تجربه هایی پرداخته است. حاصل این تجربه ها همکاری با گروه های حرفه ای سوئـــدی است و اجرای آهنگ هایی به عنوان تجربه هایی با ارزش از ترکیب موسیقی دو فرهنگ شرق و غرب.
او، همراه با تدریس آواز و ردیف های موسیقی ایرانی، به فعالیت های دیگری نیز دست زده است، از آن جمله اند:
معرفی و اجرای موسیقی سنتی - عرفانی، طراحی، تهیه، معرفی و نمایش لباس های ملت های گوناگون ایران، آموزش عملی و تئوری سفالگری، رنگ وحجم وتصویر، و درآما.

همراه با این فعالیت ها، او که تخصص اش مشاوره در امور تربیتی و خانواد گی نیزهست، به سخنرانی و تدریس در این زمینه می پردازد. دو کار تحقیقی و منتشر شده ی او بزیان سوئدی، در رابطه با مشکلات و مسایل خانواده های غیر بومی و نحوه ی برخورد با آن ها ست.

از گیسو شاکری تاکنون کتاب داستان کودکان "رها، نه درقفس" و دفترشعر "سرم را بی سایه می خواهم" منتشر شده است.

جدیدترین کار او کتاب " کلثوم ننه" است. کلثوم ننه متنی است قدیمی شامل باورهای خرافی زنان در سیصد سالی پیش. گیسو شاکری به رد یابی ریشه¬های این باورها می¬پردازد .

آن چه که نقش گیسو شاکری را برجسته می کند تعهد او به هنر متعهد و مردمی ایران است. هنری که هدفی روشن را در زمینه ی مبارزه با نابرابری و استثمار زنان دارد و امکانی برای آگاهی دادن به آن ها برای درک موقعیت شان فراهم می کند.
گیسو شاکری یکی ازصداهای اعتراض زنان در بند مانده ی سرزمینی ست که در آن نیمی از نیروی انسانی از حقوق اولیه ی انسانی خود محرومند . او آوازخوان مردمی است که در زندانی به وسعت ایران در بند و زنجیرند.

نشان دادن و برجسته کردن ابعاد تازه ای از هویت وشخصیت زنان ایرانی ، مبارزات زنان و نقش آنها در هنر متعهد و مردمی ، مبارزه با اندیشه های زن¬ستیزانه و پشتیبانی از حقوق انسان ها از خصوصیاتی ست که گیسو برای آن مبارزه می¬کند.
گیسو در تاریخ رنجبار ما نخستین هنرمندی نیست که صدایش را به اعتراض به حقوق ربوده شده ی زنان سرداده اما، از جمله ی آن زنانی ست که تمام زندگی¬اش را بر این هدف والا بنیان نهاده است.

پرنده ی آزادی
اسیری ست در سینه ی تو
که با صدای من می خواند
کلید فریاد توست
با فریادمان چه
شــورها
بپا کنیـــــــم

ازمجموعه ی دفتر شعر " سرم را بی سایه می خواهم"

۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

بیوگرافی ماری کوری

ماري كوري در سال 1867 با نام ماريا اسكلو دووسكا در ورشو پايتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگي به پاريس رفت تا در آنجا به تحصيل در رشته شيمي بپردازد . در آنجا با فيزيكدان جوان فرانسوي به نام پير كوري آشنا شد و اين آشنايي به ازدواج انجاميد. او به پير كوري در انجام آزمايشهاي عملي اش درباره الكتريسيته كمك مي كرد زماني كه او در سال 1895 در انباري چوبي كوچك كه آزمايشگاه او بود شروع به كار كرد نه او و نه هيچ كس ديگر چيزي درباره عنصر شيميايي راديم نمي دانست اين عنصر هنوز كشف نشده بود البته يكي از همكاران پژوهشگر پاريسي فيزيكدان فرانسوي «هانري بكرل» در آن زمان تشخيص داده بود كه عنصر شيميايي اورانيوم پرتوهايي اسراسر آميز نامرئي از خود مي افشاند او به طور اتفاقي يك قطعه كوچك از فلز اورانيوم را بر روي يك صفحه فيلم نور نديده كه در كاغذ سياه پيچيده شده بود گذاشته بود صبح روز بعد مشاهده كرد كه صفحه فيلم درست مثل اين كه نور ديده باشد سياه شده است بديهي بود كه عنصر اورانيوم پرتوهايي را از خود ساطع كرده بود كه از كاغذ سياه گذشته و برصفحه فيلم اثر كرده بود. بكرل اين فرايند را دوباره با سنگ معدني موسوم به (Pitch-blende) كه سنگي سخت و سياه قيرگون است كه از آن اورانيوم به دست مي آيد- تكرار كرد اين بار اثري كه سنگ بر روي صفحه فيلم گذاشته بود حتي از دفعه قبلي هم قوي تر بود بنابراين مي بايست به غير از عنصر اورانيوم يك عنصر پرتوزاي ديگر هم در سنگ وجود مي داشت او فرضيه خود را با خانواده كوري كه با او دوست بودند مطرح كرد آنها نيز اين راز را هيجان انگيز يافتند اين چه پرتوهاي نادري بودند كه در اشيايي كه پرتوهاي نوري معمولي از آنها عبور نمي كرد نفوذ مي كردند و از ميان آنها مي گذشتند؟ در آن زمان پير كوري در مدرسه فيزيك تدريس مي كرد ولي او تمام وقت آزاد خود را به كار مي برد تا به همسرش در آزمايشهايي كه انجام مي داد كمك كند رئيس مدرسه فيزيك يك انباري مضروبه كنار حياط مدرسه را در اختيار آنها گذاشت اين انبار فضايي بود كه آنها مي توانستند بدون هزينه اي دريافت كنند و بنابراين آن را قبول كردند قدم بعدي اين بود كه سنگ معدني سياه را تهيه كنند. اگر مي خواستند اقدام به خريد آن كنند خيلي گران تمام مي شد آنها به طوركلي اندگي اطلاع يافتند كه دولت اتريش هزاران كيلو از اين سنگها دارد كه چون اورانيومش را جدا كرده اند آنها را بي ارزش مي دانند چون خانواده كوري دنبال اورانيوم نبودند بلكه عنصر ناشناخته جديدي را جستجو مي كردند اين زباله ها را درست همان چيزي يافتند كه به آن نياز داشتند ماري و پير كوري اين توده هاي كثيف را با بيل درون ديگهاي بزرگي مي ريختند آنها را با مواد شيميايي مخلوط مي كردند و بر روي يك اجاق قديمي چدني حرارت مي دادند. دود سياه، خفه كننده و بدبوي غليظي كه از ديگها برمي خواست نفس آنها را تقريباً بند مي آورد و اشك چشمانشان را سرازير مي كرد. (با مراجعه به يادداشتهاي قطور آزمايشگاهي ماري و پيكر كوري معلوم مي شود كه آن دو نفر از شانزدهم دسامبر 1897 به مطالعه در باره پرتو بكرل يا پرتو اورانيوم پرداختند در آغاز ماري فقط به اين كار مشغول شد ولي از پنجم فوريه سال 1898 پير هم به او ملحق شد پير به اندازه گيري ها و بررسي نتايج پرداخت آن دو نفر عمدتاً شدت پرتوهاي كاني ها و نمكهاي مختلف اورانيوم و اورانيوم فلزي را اندازه گيري مي كردند در نتيجه تجربه هاي زياد آنها اين بود كه تركيبات اورانيوم كمترين راديواكتيويته را داشتند. راديواكتيويته اورانيوم فلزي از آنها بيشتر بود و كاني اورانيوم كه معروف به پشبلند بود بيشترين راديواكتيويته را داشت اين نتايج نشان مي داد كه احتمالاً پشبلند محتوي عنصري است كه راديواكتيويته اش خيلي بيشتر از راديواكتيويته اورانيوم است در دوازدهم آوريل 1898 كوري ها نظريه خود را به آكادمي علوم پاريس گزارش كردند در چهاردهم آوريل كوريها با همكاري لمون شيميدان فرانسوي به جستجوي عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.
نتيجه گرانبهاي اين كار پرزحمت و طاقت فرسا تنها چند قطره ازماده اي بود كه آنها اين ماده را در لوله هاي آزمايشگاهي نگهداري مي كردند بر اثر اين كارهاي طاقت فرسا در نخستين زمستان ماري كوري دچار نوعي عفون و التهاب ريوي شد تمام فصل را مريض بود ولي پس ازبهبودي كار پختن مواد در ديگها را در آزمايشگاه از سر گرفت سال پس از آن نخستين دخترش به نام ايرنه متولد شد پير و ماري كوري در ماه جولاي (مرداد ماه) همان سال توانستند اين مسئله را انتشار دهند كه سنگ معدن (Pitch-blende) به غير از عنصر اورانيوم دو عنصر پرتوزاي ديگر را نيز در خود دارد نخستين عنصر را به ياد محل تولد و بزرگ شدن ماري كوري كه لهستان (Poland) بوده است، پولونيوم (Polonium) ناميدند و دومين عنصر را كه اهميت زيادي داشت راديوم ناميدند كه از واژه لاتين radius به معني پرتو الهام مي گرفت. در بيست و ششم دسامبر سال 1898 (پنجم دي ماه 1277) اعضاي آكادمي علوم پاريس گزارشي تحت عنوان «درباره ماده شديداً راديواكتيوي كه در پشبلند وجود دارد» آگاه شدند و اين روز تاريخ تولد راديوم است. پيدايش راديوم در ميان عناصر راديواكتيو طبيعي تقريباً به فوريت ثابت كرد كه اين عنصر مناسبترين عنصر راديواكتيو براي بسياري كارهاست به زودي معلوم شد كه نيمه عمر راديوم نسبتاً زياد است (1600 سال) كشف راديوم يكي از پيروزيهاي بنيادي علم است بررسي هاي انجام شده روي راديم موجب دگرگوني هاي اساسي در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستيابي به انرژي اتمي شد خانواده كوري به همراه بكرل به خاطر كشفي كه پس از آن همه كارطاقت فرسا به آن نائل شدند در سال 1903 جايزه نوبل (فيزيك) را از آن خود كردند و به اين ترتيب توانستند وامهايي را كه براي كارهاي پژوهشي طولاني خود گرفته بودند، پرداخت كنند.
پير كوري در سال 1906 در 47 سالگي به علت تصادف با اتومبيل درگذشت مادام كوري پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهيه راديوم خالص گرديد در اين هنگام استاد سوربون و عضو آكادمي طب شد و در سال1911 براي دومين بار به دريافت جايزه نوبل نائل شد (ماري كوري به غير از لينوس پاولينگ (برنده جايزه نوبل در شيمي در سال 1954، برنده جايزه صلح نوبل در سال 1962) تنها انساني است كه دوباره اين جايزه ارزشمند را از آن خود كرده است.) مادام كوري در چهارم ژوئيه 1934 يعني بيست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگي درگذشت.
اين واقعيت كه پرتوهاي راديوم مي توانند بافتهاي زنده اندامها را از بين ببرند به عنوان مهمترين دستاورد كشف كوريها مشخص گرديد پزشكان و پژوهشگران علوم پزشكي به زودي دريافتند كه به اين وسيله مي توانند غده ها و بافتهاي بدخيم را كه در سرطان و همچنين بيماريهاي پوستي و غدد ترشحي بروز مي كنند، از بين ببرند بسياري از بيماران سرطاني كه توانسته اند با موفقيت معالجه شوند و از مرگ نجات يابند عمر دوباره و سلامتي خود را مرهون تلاشهاي ايثارگرانه و خستگي ناپذير و انگيزه والاي اين زن بي همتا هستند.

بیوگرافی ساقی عقیلی اولین زن نقال ایران

ساقی عقیلی بانویی معروف به اولین زن نقال ایران

ساقی عقیلی ملقب به ایران گُرد در 18 تیر 1340 در تهران به دنیا آمد. پدر اومحمد از زمین داران به نام تهران ،از طرفداران نظام شاهنشاهی وعلاقمند به ادبیات کهن ایران زمین و خصوصا شاهنامه بود.همچنین عموی وی عبد الله محقق و مورخ و سکه شناسی نامی ست و آثارباستانی گرانبهای خانوادگی عقیلی ها رابه سازمان میراث فرهنگی تقدیم کرده است.

رشد و بالندگی در چنین خانواده ای و علاقه خود او به فردوسی و شاهنامه شروعی بود برای گامهای استوار ایران گُرد در زمینه ی شاهنامه شناسی و شاهنامه خوانی و بعدها احیای نقالی زنان .

در دوران نوجوانی همراه پدر خود به قهوه خانه ها می رفت و به تماشای نقالی مردان می نشست . با مرشد ترابی که از دوستان نزدیک پدر او بود در مورد نقالی زنان صحبت میکرد و او همیشه به ایران گُرد می گفت روح گُرد آفرید در تو جاریست و تونام زنان شاهنامه را زنده خواهی کرد و ایران گُرد به خود می گفت که روزی زنان نیز مانند مردان نقالی خواهند کرد این جرقه ی کوچک در ذهن جوان او باعث شد سالها بعد نقالی زنان را پایه ریزی کند و عنوان اولین زن نقال ایران را به خود اختصاص دهد.

گرچه بانوایران گُرد همیشه در مصاحبه های خود با روزنامه ها و شبکه های خبری داخلی و خارجی بارها فروتنانه این عنوان را تکذیب کرده است و این عنوان را متعلق به زنانی میداند که درتاریخ ایران چه قبل و چه بعد از اسلام چه نقالی شاهنامه و چه نقلهای دیگر را انجام میداده اند، به پاس یک عمر تلاش برای بازیابی این هنرارزنده برای زنان، این لقب را حتی کوچک برای ایشان میدانم. (گرچه نامی را شاید شنیده باشیم که بی شرمانه حرمت همه ی زنان نقال ایرانی را زیر پا گذاشته و برای کسب شهرت و ثروت چنگ در این نام بزرگ انداخته و خود را اولین زن نقال ایران! میداند و رسانه ها با بی رحمی وبی توجهی فقط برای تبلیغ از این دروغ و تحریف تاریخی استقبال می کنند).

در همان دوران نوجوانی اشعارشاهنامه ورد زبانش بود و در مدرسه و حتی خانه برای هم سالانش و حتی بزرگان خانواده به نقالی داستانهای شاهنامه می پرداخت و همیشه آرزوداشت که همه ی دنیا با نام فردوسی، شاهنامه و پهلوانان ایران آشنا شوند.

ازدواج او با مردی هنرمند و مجسمه ساز گرچه حرکت به سوی هدف والایش را کند کرد ولی شور او برای نقالی زنان وآفرینش سبکی جدید در اجرای نقالی و یافتن روشهای نوین برای شناساندن شاهنامه و فرهنگ آن لحظه ای خاموش نشد .

(حاصل ازدواج او دو پسر و یک دختر است که هر سه در زمینه ی هنر و تئاتر تحصیل کرده اند.

پسر ارشد ایران گُرد به نام علی فرهادپوردارای مدرک دکترای کارگردانی تئاتر و از پژوهشگران سختکوش و مطرح ایران در زمینه ی شاهنامه ، نقالی و تاریخ ایران است. پسر دیگر او به نام ایمان در دورشته ی سینما و تبلیغات تحصیل کرده و دختر وی، نازگل فرهادپور فارغ التحصیل رشته ی معماری می باشد.)

ورود ایران گُرد به عرصه ی تئاتر و سینما گامی دیگر برای شناساندن نقالی و قدرتهای نمایشی نهفته در آن بود. ایران گُرد به سرعت پله های ترقی را طی کرد و در جشنواره های مختلف با بازی متفاوت وشورآفرین خود درخشید و جوایزمعتبر بازیگری زیادی را از آن خود کرد.

به کشورهای مختلف سفر کرد تا با شیوه ها ی نمایشی کهن آنها آشنا شود، در کشورهایی چون: سوئد، دانمارک، فرانسه، کانادا،ایتالیا و آلمان به عنوان اولین زن نقال ایرانی به نقالی پرداخت.

حاصل سالها پژوهش و تحقیقات میدانی وی، مقالات ارزشمند و طومارهای گرانبهای نقالی ست و مهمتر از همه اینکه توانست نقالی زنان را رایج و این هنر ارزنده را برای زنان جاودانه کند.

در دانشگاه های ایران، در کنار استادانی همچون جلال الدین کزازی، داود فتحعلی بیگی، فریدون جنیدی به تدریس شاهنامه و نقالی همت گمارد، دربزرگداشت حجت شکیبا به عنوان اولین زن نقال ایران به هنر نمایی پرداخت، از سوی بنیادهای مختلف از او تقدیر شد،در جشنها و مراسم بیشماری از زرتشتیان به عنوان اولین زن نقال شاهنامه به نقالی داستانهای شاهنامه پرداخت، از دانشگاههای معتبر جهان برای تدریس از وی دعوت به عمل آمد، با این حال هرگز دست از تلاش بر نداشت و برای آشنا کردن اقشار مختلف جامعه با شاهنامه، آموزش نقالی به کودکان در مدارس از ابتدایی تا دبیرستان و همچنین آموزش نقالی به نابینایان را در برنامه کاری خود قرار داد.

تازه ترین اخبار از این بانو نقل های انقلابی ایران گُرد است که درسراسر دنیا تحسین همگان را بر انگیخته است

رزومه ی هنری بانوساقی عقیلی( ایران گُرد )

.بازیگری در تئاتر:

"شمس"(امیر دژاکام) تهران،تئاتر شهر،تالاراصلی؛ 1378
"هرا"(نصرالله قادری) تهران،تئاترشهر،تالارچهارسو؛ 1378
"بلبل نوک طلا" (سهیلا فلاح پور) تهران، فرهنگسرای ابن سینا؛ 1378
"کوه و پرنده" (سهیلا فلاح)؛ 1378
"غم عشق" (نصرالله قادری) تهران، تئاتر شهر، تالار سایه؛ 1379
"راحیل" (مهبد مهرنوش) اهواز، جشنواره ایران زمین؛ 1379
"طلحک بازی قمر در عقرب" (شهره لرستانی) تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی؛ 1380
"آنک وصال" (مجید جعفری) تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی؛ 1380
"کوچه اقاقیا" (حسین محب اهری ) تهران، تئاتر شهر، سالن سایه؛ 1380 - تالار قشقائی؛ 1381
"خاتون پرده نشین" (ساسان مهرپویان) تهران، جشنواره استانی؛ 1381
" پهلوان کچل و اژدها " (داود فتحعلی بیگی) تهران، حوزه هنری؛ 1381
"بازیخانه" (ساسان مهرپویان) تهران، جشنواره استانی؛ 1381
"رنجنامه" (ساسان مهرپویان) تهران، جشنواره ماه؛ 1382
"فال آنتن" (مجید باقری) تهران، جشنواره کانون‌ها؛ 1382
"راز عروسک" (ساسان مهد پویان) تهران، تالار سنگلج؛ 1382
"خیمه شب بازی حسنی و مبارک" (ساسان مهد پویان) تهران، تالار هنر؛ 1382
"آرش" (ساسان مهرپویان) تهران، جشنواره استانی، جشنواره منطقه‌ای؛ 1382
"عباس" (حسین محب اهری) تهران، تئاتر شهر،کارگاه نمایشی؛ 1383
"دار و دلدار" (داود فتحعلی بیگی) تهران، تالار سنگلج؛ 1383
"اختر چرخ ادب پروین" (اعظم بروجردی) تهران، حوزه هنری؛ 1384
"نغمه ساقی" (حسین مختاری) تهران، حوزه هنری؛1384
"یازده شاخه زنبق سفید" (لیلا یوسفی) تهران، جشنواره ماه؛ 1384
" تند باد خیال" (اعظم بروجردی) تهران، تالار، مولوی
"حریر سرخ صنوبر" (شکر خدا گودرزی) تهران، تئاتر شهر، تالار قشقایی؛ 1385
"دنیای زن‌ها" (حسین سحر خیز) تهران، سالن شماره2؛ 1385
"حورا " (محمود صابری) تهران، حوزه هنری؛ 1386
"و آن گاه عشق" (بهنام هدایتی) تهران، فرهنگسرای بهمن؛ 1386
"خون ترا جنون پدر" (سیروس همتی) تهران، اداره تئاتر، خانه نمایش؛ 1386
"مجلس شبیه مرگ و زندگی" (رحمان حقیقی) تهران، اداره تئاتر، خانه نمایشی
"راز" (زری طالبی) تهران، تالار مولوی؛ 1388
"مجلس برادر کشی" (سیروس همتی) تهران، تئاتر شهر، کارگاه نمایشی؛1388

بازیگری در سینما :

" آخرین ملکه زمین" (محمد رضا عرب)؛ 1384
"دعوت" ( ابراهیم حاتمی کیا ) تهران تئاتر شهر تالار نمایشی ؛ 1388

بازیگری در تلویزیون :

"عکاسخانه "(فرزین)؛ 1373
"آیینه" (نوید میهن دوست)؛ 1374
"مادر بزرگ بقچه سبز قصه‌اش را باز می‌کند" (مسعود عسگری و حمید قدکچیان)؛ 1374
"پروین اعتصامی" (مصطفی هرندی)؛1384

تله تئاتر :
"پروین شاعر" (مرتضی هرندی)؛ 1374.

کارگردانی:
"دلدار" تهران، جشنواره بانوان؛ 1379
"فریادها و نجواهای دختر ترسا" (مشترک با علی فرهاد پور)؛ 1384

مدیر صحنه:
"آرتو و اوئی" (مجید جعفری) تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی؛ 1380

نقالی:
"تولد رستم"
"رستم وسهراب"
"رستم واسفندیار"
"رستم وتهمینه"
"سهراب و گردآفرید"
"تولد زال"
"زال و رودابه"
"بیژن ومنیژه "
"نقل"(3oo جوابیه فیلم سراسر دروغ 300
"پیدایش آتش "(جشن سده تهران )
"پیدایش آتش" (جشن سده کرمان)
"کیومرث وپیدایش انسان"
"نبرد سیامک با پسر اهریمن"
"ضحاک"
"رستم وشغاد"
"هفت خوان رستم"
"فرود سیاوش"
"کنسرت نقالی آرش کمانگیر"
"امیر ارسلان"
"شیخ شرزین"(بیضایی)
"خاتون پرده نشین"
"شیخ بها ومرد دهاتی"
"سگ وخر"نقل طنز"
"سلمانی و پادشاه"


بیوگرافی پرتو نوری علا

پرتو نوری علا در سال ۱۳۴۴ با محمدعلی سپانلو، نویسنده و شاعر معاصر ازدواج کرد .[۱] حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های سندباد و شهرزاد (خواننده پاپ) است.

[ویرایش]آثار

از پرتو نوری علا تاکنون چهار کتاب شعر به نام «سهمی از سالها» , «از چشم باد» , «زمینم دیگر شد»و «سلسله بر دست در برج اقبال» منتشر شده‌است. اخیراً نیز برگزیده‌ای از اشعار او به نام «چهار رویش» به دو زبان فارسی و انگلیسی ، توسط انتشارات سندباد در لس آنجلس منتشر شد. بخشی از این کتاب به معرفی و نقد اشعار پرتو ، توسط سایر منتقدین اختصاص داده شده‌است.

پرتو نوری علا از دهه ۱۹۷۰ نقد ادبی و هنری نوشته‌است و از طرف نشر باران در سوئد به عنوان یکی از دو منتقد برگزیده سال ۱۹۹۴ انتخاب شد . کتاب «دو نقد» و «هنر و آگاهی» که حاوی نقدهای ادبی، تئاتر و سینماست در سال ۲۰۰۷ به چاپ سوم رسید. نمایشنامه «فردای میهن» و مجموعه داستان «مثل من» نیز از آخرین آثار منتشر شدهٔ اوست

بیوگرافی پری رخ دادستان

پریرخ دادستان در 1312 درتهران بدنیا آمد. وی پس از اخذ دیپلم ادبی در سال 1330 برای ادامه تحصیل به سوئیس اعزام شد.ایشان دکتری رشته روانشناسی را زیر نظر پروفسور ژان پیاژه در سال 1339( 1960م ) از دانشگاه ژنو دریافت کرد. پریرخ دادستان از سال 1354عضو هیئت علمی دانشگاه تهران شد و تا مقام استادی( 1365) ارتقا یافت نامبرده هم اکنون عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شهید بهشتی می باشد. وی عضو بسیاری انجمن های مربوطه به رشتة خود است و در سال 1381 به عنوان چهره های ماندگار در رشته روانشناسی معرفی شد. کتاب"روانشناسی مرضی تحوّل از کودکی تا نوجوانی "تالیف وی ، در دوره دهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.گروه : علوم انسانیرشته :روان شناسیتحصیلات رسمی و حرفه ای : سوابق تحصیلی پریرخ دادستان به قرار زیر است : - تحصیلات ابتدایی در دبستان «خورشید» تهران و اخذ دو دیپلم علمی و ادبی به ترتیب از دبیرستان های «ناموس» و «شاهدخت» - دریافت دیپلم متوسطه از دبیرستان ناموس 1328 ـ قبولی در کنکور سراسری و دریافت بورس از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و اعزام به کشور سوئیس ( به عنوان تنها زن پذیرفته شده ) 1330 ـ دریافت گواهینامه علوم تربیتی در رشته روانشناسی از دانشگاه ژنو 1331 ـ دریافت دانشنامه تخصصی روانشناسی بالینی کودک ، ژنو1332 ـ دریافت دانشنامه عمومی روانشناسی کاربردی ، ژنو 1332 ـ دریافت دانشنامه لیسانس روانشناسی ،ژنو 1333 ـ دریافت دانشنامه کارشناسی ارشد روانشناسی ، ژنو1335 ـ دریافت دکتری روانشناسی ، ژنو1339خاطرات و وقایع تحصیل : بیشتر دوران تحصیل پریرخ دادستان به تحصیل در رشته روانشناسی در کشور سوئیس ( دانشگاه ژنو) گذشته که در زندگی علمی وی مرحلة مهمی به شمار می رود.فعالیتهای ضمن تحصیل : پریرخ دادستان در کنار رشته و گرایش تخصصی خود همواره به گرایشهای دیگر یا رشته های دیگر نیز توجه داشت چنانکه در 1329علاوه بر دیپلم علمی، دیپلم ادبی و نیزدر 1953، علاوه بر دانشنامه تخصصی روانشناسی بالینی، دانشنامة عمومی روانشناسی کاربردی را دریافت کرد.استادان و مربیان : مهمترین استاد، پریرخ دادستان به ویژه در هنگام تحصیل در مرحله دکتری، استاد ژان پیاژه ، استاد روانشناسی دانشگاه ژنو در پاریس بوده است.وقایع میانسالی : پریرخ دادستان پس از بازگشت از سوئیس در سال 1329، مدتی به عنوان کارشناس فرهنگی تربیتی اداره کال تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش فعال بود. وی از سال 1354عضو هئیت علمی دانشگاه تهران شد و تا مرحله استادی نیز ارتقا یافت. وی در بسیاری از مراکز مهم علمی در زمینه روانشناسی عضویت یا مسئولیت دارد. وی درسال 1381 به عنوان چهره ماندگار در عرصة روانشناسی معرفی شد. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : برخی مسئولیت های پریرخ دادستان عبارت بوده اند از : - کارشناس فرهنگی تربیتی اداره کل تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش - عضو هئیت علمی دانشگاه تهران از سال 1354 - مدیر دفتر مطالعات وتحقیقات روانشناسی و تحقیقات و علوم انسانی - عضویت شورای راهبری سند ملی آموزش و پرورش 1383 تا کنون ـ مدیر مسئول و سردبیر فصلنامه روانشناسان ایرانی 1382 تا کنون ـ استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی 1381 تاکنون ـ مدیر گروه روانشناسی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی ( سمت ) 1375 تاکنون ـ مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات علوم انسانی معاونت پژوهشی و برنامه ریزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب 1372 تا کنون ـ استاد 1379- 1365 گروه روانشناسی دانشگاه تهران -دانشیار 1365- 1359 گروه روانشناسی دانشگاه تهران - مدیر گروه 1362- 1354 - استادیار 1359- 1344 گروه روانشناسی دانشگاه تهران - استاد گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی _ ۱۳۸۱ تاکنون - صاحب امتیاز و مدیرمسؤول مجتمع آموزشی رؤیا (وزارت آموزش و پرورش) طی سال های ۱۳۴۴ تا ۵۴ - ریاست مرکز تحقیقات روانشناسی پلی تکنیک تهران (وزارت آموزش و پرورش) از ۱۳۴۱ تا ۴۴ - مدیر گروه روانشناسی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) _ ۱۳۷۵ تاکنون - مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات علوم انسانی معاونت پژوهشی و برنامه ریزی دانشگاه آزاد اسلامی _ واحد تهران جنوب _ ۱۳۷۲ تاکنون -عضویت در گروه علمی _ تخصصی رشته روانشناسی منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامی _ ۱۳۸۴ -عضویت در شورای مرکزی انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی _ ۱۳۸۴ فعالیتهای آموزشی : پریرخ دادستان از سال 1354 عضو هئیت علمی دانشگاه تهران شد. وی در سال 1359 به مرتبه دانشیاری و مدتی بعد به مرحلة استادی نایل آمد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : پریرخ دادستان علاوه بر تدریس و مسئولیت های اجرایی و به تحقیق مطالعه و تالیف آثار دررشتة روانشناسی مشغول بوده و هست.آرا و گرایشهای خاص : پریرخ دادستان عمدتا به روانشناسی بالینی و درمانگری توجه دارد. آثار وی نیز عمدتاً دراین حیطه نگاشته شده است.جوائز و نشانها :منتخب در همایش چهره های ماندگار به عنوان اولین روانشناس در این همایش - ۱۳۸۱ منتخب اولین دوره معرفی پژوهشگران قابل تقدیر دانشگاه تهران _ ۱۳۸۳ برنده جایزه بخش تحقیقات بنیادی علوم انسانی در پانزدهمین جشنواره بین المللی خوارزمی _ ۱۳۸۰ برنده لوح تقدیر سازمان «سمت» به عنوان مدیر گروه پژوهشی روانشناسی برنده لوح تقدیر ریاست تشخیص مصلحت نظام به عنوان مدیر گروه پژوهشی روانشناسی سمت برنده لوح تقدیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مدیر گروه پژوهشی روانشناسی سمت پژوهشگر برگزیده جامعه اسلامی پژوهشگران _ ۱۳۸۰ برنده لوح تقدیر همایش علل و عوامل تقدم مسائل جمعی بر منافع فردی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت لوح تقدیر به مناسبت انتخاب کتاب "روانشناسی مرضی تحوّل از کودکی تا نوجوانی " تالیف پریرخ دادستان به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در دوه دهم کتاب سال از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.چگونگی عرضه آثار : سوابق پژوهشی و آموزشی پریرخ دادستان به قرا زیر است: سوابق پژوهشی : مجری 16 مورد طرح پژوهشی و هنجار گزینی تست‌های متفاوت در دانشگاه تهران ، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب و سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش که در این میان برخی از طرح‌های ایشان برنده جوایز ارزنده‌ای نیز شده‌اند . از آن جمله ‌روش‌های تشویق و تنبیه در مدارس راهنمایی از دیدگاه معلمان و دانش آموزان ( برنده طرح برگزیده سال 1377) ، بررسی توان ذهنی دانش آموزان دوره ابتدایی به منظورتعیین استانداردهای آموزشی (برنده پانزدهمین جشنواره بین‌اللملی خوارزمی) 1376 ،بررسی توانایی‌های کودکان غیر فارسی زبان در زبان فارسی در بدو ورود به نظام آموزشی ( برنده طرح برگزیده 1379 ) و میزان اضطراب دانش آموزان در جلسات امتحانی و راه‌های کاهش آن ( برنده طرح برگزیده سال 1375 ) سوابق فعالیت‌های آموزشی : 17 مورد پایان‌نامه دکترا و 101 مورد پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی مختلف استان تهران. و ارائه 29 مقاله (1383ـ1355) که در مجلات مختلف روانشناسی .